خرید بک لینک
به تو هنوز چه دلخوشم .. گرچه هنوز بی تفاوتی روحانی میاد رئیسی میاد قالیباف میاد .. حکایت این روزاست. کی رئیس میشه بعدی داریم چهارلنگ میندازیم آیا به ما سودی داره یا نه. زحمت میکشیم . در وانفسایی که آزادی نیمچه ای که روحانی داده به ما دخلی نداره. یکی با دوز دخترش میره بیرون ماشین زیر پاش اون میخواد معنی آزادی رو بفهمه به من چه که رای بدم روحانی این از این غلطا بکنه. من پس معنی چی رو بفهمم ؟ .. یکی داره پولش رو درمیاره .. یکی داره کیفش رو میکنه ما این مدت چی ؟ راهی هست جایی هست شانسی هست .. ما هم سنگی برمیدارم. وانگهی سنگ مفت گنجشک مفت. نهایت چیزی که از دست دادیم چند روز از زندگیمون که بطالت رفت

برچسب: وانگهی,سنگ,مفت,گنجشک,مفت, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

به تو محتاج شدن عادت من بود .. چه به دریو*زگی تو اهزار شدم من عجب جالبه .. کار دنیا رو میگم. هر قدمی هر راهی باید برسه به ناکامی حس میکنم زندگانی من عجیب شبیه محمدحسین شهریار پیش میره. نه این که در حد اون غزل بگم یا کباده ادبیات بکشم . بلکه از منظر دیگری . هر هنرمندی ذهنی داره تراشیده و ساخته شده به مصداق خودش چندین روز بعر کاری دست و پا زدیم . رفتیم آمدیم جان کندیم. بخدا اگر کنار نمکشید و میباخت اینقدر ناراحت نمیشدم که الان شدم. آخه این چه کاری بود ؟ با دل و دماغ ما بازی کردی .. مگر ما آینده نداشتیم ؟ مگر پشت هر خط سکه ای شیر نبود ؟ مگر درصد هرکدام 50 - 50 نبود ؟ چرا 50 درصد ناکامی همیشه ا

برچسب: ترس,سایه,بگو,بگو,کوچه,بارون, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

سلام تو برای من یقین به اعتبار نیست مجددا نظاره میکنم نظاره احتکار نیست هر بار شکست تلخ و ناگواری که انسان میخوره . بدل به این میشه که حس کنه در چه دوزخ تلخ و سختی گرفتار شده.برای من زندگی رنگ ملایمی شاید داشت . امروز باتلاقی گرفتار هستم که برای یک جوان نبرد هولناکی به حساب می آد. 2 سال رفتنی هستم و این شکی نیست و روز به روز به آن نزدیک ترخواهم شد. درست ! اما با جیب خالی چه سازم ؟ .. پارسال همین موقع وضعیتم بهتر از امسال بود . به لحاظ جیبی اما امسال وضعیتم دشوار شده. بخوام پولی بابت پیش زمینه کاری فراهم کنم بسیار سخته . دشواره . موانع بسیاری سر راهه که مانده ایم + نوشته شده توسط آمپاس قرار گ

برچسب: مانده,ایم,راهی,مانده,ایم, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

حقی جز کناره زدن با مشکلات انگار بر ما نیست در طول زندگی خود فهمیدم که انگار زندگی معنای دیگری برای ما دارد. جور دیگران را کشیدن برای برادرم نهاد . و سرشکستگی عجیبی زندگی بر ما گذاشت . از همان روزگار اول مارا تحقیر کرد و باید منت دار برادر میبودیم . خودم رفتنیم .. همواره گفتم از این شهر یا کشور میرم و پشت سرم هم نخواهم دید. اما ضربه هایی که برادرم برای نگه داشتن خواهر نگه میدارد پتکش مستقیما بر مغز من فرود می آید و بس. از ان دلخور است بر سر من میزند. ضعیف شده . تابش کم است . مینالد و حال دیگران را هم بد میکند. میدانم چقدر سخت است دلگیری .. حالیم است .. مرا ببخشا بر اشتباهتم ... میدانم فشار بدی

برچسب: استخوان,شکن, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

عجب کاری میکنه نگاهت با هیپوفیزم ! .. هوس ناک و هول ناک ! مغزم پنجره ای داشت به عطش رسیدنت میشکستمش. پاره آجر میهمانش میکردم. نمیشود که نرسید به تو لعنتی .. هنوز هم هوس تو سالهاست دیوانه ام کرده .. هر بار که از تو دور میشوم خودم را دور زده ام . حقیقتی است که کتمانش سمی است. تو را دور ریختم چون خودم دور ریختنی بودم . چون قابل قبول نبودم . هر از گاهی یک چشمه هایی نشان دادم دیدم تمایلت را .. حیف و صد حیف که قدم هایم پشت سر هم نیست. مگر چقدر یک انسان با خواری میتواند بزیستد .. یا رومی روم یا زنگی زنگ . اینجا جهان سوم است. جایی که با مغز درس خوانده ات و مدرک قاب گرفته ات نهایت راننده آژانس میشوی .

برچسب: هنوز,هوس,سالهاست,دیوانه,کرده, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

سهم من از بوسه باد چي بگم اي داد و بيداد ! همه زردي و تباهي مردن و رفتن از يادتماشاي " اکسيدان " وجودي .. نيم نگاهي به آن و نيم نگاهي به عرصه دنياييان. بعضي ها دارن حقيقتا زندگي ميکنن .. ما گه گاهي باز به واسطه برون گراييمان ميريم و ميبينيم زندگي يعني چه .. خودمان را به خودباوران ميزنيم. غلط يا درست ميخوايم لحظاتي شکل آنها شويم بفهميم معناي درست زندگي را ...چرا من نتوانستم دختري که باب طبعم بود را به دست آورم.. چرا من نتوانستم دست او را بگيرم و سينما ببرم جاي تفريحي ببرم.. من هم هيچ از آب درامدم.حسرت به دنيا بابت چيزهاي عاشقانه اينطوري نبودم و نيستم . اما دريغ آن از هرکسي کم کردن ميل به زندگيس

برچسب: حریق,لحظات, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت

بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم

ولي افسوس و صد افسوس

زابر تيره برقي جست

که قاصد را ميان ره بسوزانيد

کنون وامانده از هر جا

دگر با خود کنم نجوا

يکي را دوست ميدارم

ولي افسوس او هرگز نميداند

"فریدون مشیری"

+ نوشته شده توسط آمپاس قرار گرفته در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 0:36 |

برچسب: ولي,افسوس,هرگز,نميداند, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

تو نیستی که ببینی

دالان خاطرات مملو زعطر یاد توست ... باران که میزند نالان زبزم توست

فاخته ای دیدم آهسته نشسته در قفس .. آسایش دمادمش زسر حریم زندان امن توست

رهروان جان بر لب کنون دررهند و این زمزمه همراه آن .. پایان این سفر قدمگاه مژگان دلسنگ توست

بر تکه برگی یادگار این نوشتم ماندگار بر روزگار .. پایان تمام خاطراتم اشک من و ردپای ناتمام توست

+ نوشته شده توسط آمپاس قرار گرفته در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 1:59 |

برچسب: نیستی,ببینی, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

امشب لبانم رو به اعتراف .. یه بی همه چیز و خالی .. حق دارند مرا راهی زباله دانی کنند. حقی بهشان داده شده . کی به تو حق داده .. کی تو رو از من جدا کرده .. سهم من از بارون های بهاری گریه بارون چشام شد..

سهم تو از دستای من رد پای دست دیگران شد ..

+ نوشته شده توسط آمپاس قرار گرفته در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 4:50 |

برچسب: دلگیرم,اما,کنم,تنگ,است,ساعت,دستم, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:18

صفحه بندی